هر که با مرغ هوا دوست شود خوابش آرام ترين خواب جهان خواهد بود ...
***~~~~~~~~~~***~~~~~~~~~~***
ای کدامين شب !
يک نفس بگشای مژگان سياهت را تا بلغزد بر بلور برکه چشم کبود تو پيکر مهتابگون دختری کز دور
با نگاه خويش می جويد بوسه شيرين روز آفتابی را از نوازشهای گرم دستهای تو ... دختری نيلوفرين
شبرنگ مهتابی می تپد بی تاب در خواب هوسناک اميد خويش تا بلغزد از طلب سرشار همچو موج
بوسه مهتاب روی گندم زار . تا بنوشد در نوازشهای گرم دستهای من شبنم يک عشق وحشی را ...
ای کدامين شب !!!!
يک نفس بگشای مژگان سياهت را .....
تقدیم به س...............ر

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1385ساعت 12:42  توسط رضا مقدم
|
دلم تنگه برای اون همیشه
خدای من بگو فردا چی می شه ؟
خودت دل دادی و دلدار دادی
خودت عشقو به ما بسیار دادی
خودت ما رو دو عاشق افریدی
دلی جنس شقایق آفریدی
خودت ما رو خراب یار کردی
به درد ناب عشق بیمار کردی
خودت گفتی فقط عاشق بمونید
فقط حرف دلاتونو بخونید
خدای من اجابت کن دعامو
خدای خوب من بشنو صدامو
دلم نذر نگاه نازنینم
قسم بر تو که من عاشقترینم
فدای ناز لبخندش وجودم
چشای عاشقش بود و نبودم
الهی قلبمون اروم بگیره
الهی عشق ما هرگز نمیره
تقدیم به س..................ر
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1385ساعت 12:32  توسط رضا مقدم
|
نور آن دو چشم ناز
نور کلبه ی من است،
خاکِ ردّ پای یار
فرش خانه ی من است
طعم غنچه ی لبت
آبِ من ، غذای من،
عطرِ هر بازدمت
گل و گلخانه ی من،
حال:
ای تو پروانه ی من
ای تو افسانه ی من
ای تو هم خانه ی من
چون ِ بی چانه ی من
ای تو از قماش عشاق قدیم
تا که الله با ماست،
تا که دنیا بر جاست،
دوش بر دوش همیم،ما در آغوش همیم...
تقدیم به س..................ر
+ نوشته شده در جمعه یکم اردیبهشت 1385ساعت 19:41  توسط رضا مقدم
|