من و تو روی شن های مجنون ساحل
دست در دست هم
قدم میزنیم بسوی باغی بزرگ
حصار چوبی را کنار می زنیم
از بغل اطلسی ها رد می شویم
شاخه ای گل رز می چینیم
و آنگاه،
هر دو از شمیم مهربانی پر می شویم
کنار چشمه ای با قلقله
دست هایمان را وضو می دهیم
و،...
زیر درخت چنار پیر،کنار جوی آب
فردا را به تماشا می نشینیم
خورشید،
شانه های من،پیشانی تو را
نور باران می کند
و آغشته می شویم از بوی یاس
من و تو و این افکار
پرسه می زنیم توی رویا
تا سحر گاه.
تقدیم به س................ر

+ نوشته شده در شنبه بیستم اسفند 1384ساعت 18:26  توسط رضا مقدم
|
چی می شد
بی تو نبودم
توی لحظه های تردید !
تو بودی
امید و من باز
تکیه داده به تو خورشید
چی می شد بمن بگی که
چرا
این جوری اسیرم؟
اسیر بی تو رسیدن
نذار این جوری بمیرم
چی می شد
یه روز نگاهم
تو نگاهت باشه جاری
چی می شد بی تو نبودم ؟
تقدیم به س................ر
+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم اسفند 1384ساعت 13:50  توسط رضا مقدم
|
به جستجوی تو در چار راه رهگذران
نگاه دوختهام در نگاه رهگذران
تمام رهگذران چيزی از تو کم دارند
نظاره تو کجا و نگاه رهگذران
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
در ازدحام خيابان تو را شبی ديدم
که ناپديد شدی در پناه رهگذران
مرا به ياد تو و بخت خود میاندازد
لباسهای سفيد و سياه رهگذران
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
بدون جلوه تو ميلههای زندانند
خطوط پيرهن راه راه رهگذران
ميان غربت اين شهر کاش میديدی
جدال هر شب من با سپاه رهگذران
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
تو نيستی که ببينی برای يافتنت
چگونه زل زدهام در نگاه رهگذران
ولی بپرس از اين مردم غريب بپرس
که من چه میکشم از قاه قاه رهگذران
تقدیم به س..................ر
+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم اسفند 1384ساعت 19:50  توسط رضا مقدم
|